احمد مجد الاسلام كرمانى

211

سفرنامه كلات ( فارسى )

ميگويند و لفظ بيك بمراتب بالاتر از « خان » « 1 » است و براى هريك در سال مبلغى نقد و جنس باسم صادر و وارد كه مصطلح ما است و باصطلاح خودشان « ميهمان پولى » ميگويند كه بر اهالى ده تقسيم مينمايند و بيك از او خرج واردين مينمايد حالا نزاع اين شخص با اهل ده اين بود كه من امسال دو سه مرتبه حكومت را ميهمانى كرده‌ام يكى جليل الملك را كه معزولا به شهر رفته‌اند بعد از آن محمد ابراهيم خان را كه با كسان خود براى حكومت آمده‌اند و اين مبلغ كه شما داده‌ايد كفاف اين مخارج را ندارد ، آنها هم در جواب به او فحش ميدادند و مىگفتند : تو مبلغها از مردم جريمه ميگيرى و باشلق پولى ميگيرى وووو ، در اين بين ما وارد شديم ، كدخدا فوز عظيم دانست و ما را پذيرائى نمود اين ده بسيار جاى خوش آب و هوائى است و مخصوصا هواى بيرون قلعه خيلى فرح افزاست و يك شعبه از رودخانه از بيرون قلعه عبور مىكند كه از رودخانه جدا كرده‌اند و بيشه‌هاى خوب دارد و رودخانه بزرگ هم از پائين ده عبور مىكند ، عمارات مسكونى ده بالاخانه است كه در طبقات زيرين طويله و انبار بنا ميكنند و در طبقات بالا منزل مينمايند چشم‌انداز خوبى دارد ، يك آسياب تنورهء بسيار بزرگ بيرون قلعه است مال‌هاى ما را گرفتند و بستند و ما را هم ببالاخانه بردند ، عمارت كدخدا تازه بنا شده و هنوز ناتمام است ، دو اطاق و يك مهتابى براى ميهمانخانه خود ساخته كه تازه بنيانش و باصطلاح سفت‌كاريش تمام شده و هنوز اسباب بنائى از قبيل خشت و گچ و يوشن براى گچ پختن در همان اطاقها ريخته و در وسط مهتابى يك كوره گچ‌پزى است

--> ( 1 ) عنوان امرا و رؤساى قبايل ترك و تاتار امراى بزرگ ترك لقب خان داشته‌اند فاتح معروف مغول عنوان « چنگيز خان » يافت ، همچنين ايلخانان مغول عنوان « خانى » پنداشته‌اند نزد تركان تيمورى كلمه خان از سلطان مهمتر بشمار ميآمده است و اختصاص به امراى مهمه داشته است حتى در عهد صفويه لقب خانى را مهم ميشمرده و فقط بامراى بزرگ ميداده‌اند و در ايران در دوره‌ى صفويه اين عنوان غالبا اختصاص به وافى و حكمران ولايات داشت .